تبليغاتX
لردگان(اخبار 13 دانش آموز سوخته شده) - • بازتاب آتش سوزى مدرسه

لردگان(اخبار 13 دانش آموز سوخته شده)

پراكنده از لردگان و ....فعلا دانش آموزان سوخته

• سوگنامه فرزندان
•ناهيد ايمانى _ به بهانه در آتش سوختن دانش آموزان روستاى سفيلان لردگان: ديگر بار چه بى رحمانه شعله ور شد پيكر فرزندان ملكوت به آتش جهل و نادانى و چه معصومانه قلب هاى كوچكشان به فرياد «مى خواهم زنده بمانم» مى تپيد. پژواك فريادهايشان از حلقوم دردمند فرزندان ايرانى، نوگلان پارك شهر، راهيان اردوى ناكام و... به گوش مى رسيد. زمين به سوگ اين جان سوختگان دم به بلعيدن فرو بسته بود و چشمان آسمان ديگر اشكى براى باريدن نداشت. كوه ها گرم و سوزان گريستند. فرياد آخر به كدامين گناه را امواج دريا خشمگين بر بانيان آتش خروشيدند اما ديرى نپاييد كه باد رفت و خاكسترها بر سينه دشت به فراموشى سپرده شدند و امروز هر روز تنها و تنها لاله و شقايق مى سوزند.

•مادرى ۴۰ ساله هستم. خواستم به مسئولان بگويم يك مقدار بيشتر به فكر فرزندان اين مملكت باشند. تا كى ما بايد شاهد اتفاقات دردناكى مثل حادثه در آتش سوختن دانش آموزان بختيارى باشيم؟
• فقط يكى از مدارس كه يكى از سازمان ها در لبنان ساخته داراى چند هكتار مساحت و مجهزترين مدرسه خاورميانه است. آيا جگرگوشه هاى اين آب و خاك دشمن اند كه بايد به دليل نبود امكانات در آتش بسوزند؟
• آيا نفت سرمايه اين ملت و متعلق به تك تك افراد اين ملت نيست كه معلوم نيست پول هاى آن كجا مى رود؟ چرا ما بايد هر روز شاهد تكرار اين فجايع باشيم؟
• به مسئولان بگوييد آه هر مادرى كه جگرگوشه اش را در اين آب و خاك به نحوى از انحا از دست مى دهد، آتش سوزى، اعتياد، حادثه استخر و... بسان نسيم تندى است كه بر آتش زير خاكسترى مى وزد و در نهايت آتش خاموش را شعله ور مى سازد و اين آتش افروخته ديگر تر و خشك نمى شناسد همه را خواهد سوزاند، همه را.
گناه اين كودكان بى گناهى كه در آتش ندانم كارى و بى تفاوتى ما سوختند چه بود؟
•چرا صفحه حوادث روزنامه جزئيات مربوط به آتش سوزى مدرسه لردگان را تا اين حد سوزناك نوشته است. ما خودمان وقتى اين واقعه را شنيده ايم به اندازه كافى ناراحت شديم ولى با خواندن اين مطالب دلمان به درد آمد _ ما چه مى توانيم بكنيم، جز تحمل كردن. آنانى كه بايد و مى توانند كارى كنند، دست روى دست گذاشته و مسئوليت ها را به گردن هم مى اندازند و طبق معمول بچه هاى معصومند كه قربانى مى شوند.• سخنى با وزير آموزش و پرورش
فاطمه الوندى:انگار همين ديروز بود واقعه تاسف بار پارك شهر كه صبح شوق آور رفتن به اردو به غروب غم انگيز بهشت زهرا انجاميد و امروز دوباره تاريخ تكرار شد تا صبح خوش مدرسه را به غروب خاكسترى گورستان سفيلان ختم كند. «مدرسه ديگر امن نيست آقاى وزير.»اى كاش آن روز مدرسه تعطيل بود، اى كاش آن روز گالن هاى نفت به صف در راهروى كوچك مدرسه نايستاده بودند، اى كاش بازرسان آموزش و پرورش هر ازچند گاهى آن هم در اين فصل آن هم در نقطه اى دورافتاده سرى به مدارس نيازمند مى زدند. «مدرسه ديگر امن نيست آقاى وزير.» اگر مادران داغديده اين دو واقعه مى دانستند كه روزى درس و مشق نيمكت مدرسه بلاى جان عزيزانشان مى شوند شايد ترجيح مى دادند انگ بى سوادى فرزندانشان را تا هميشه بر دوش بكشند اما بر گور كوچك آنها اشك پشيمانى نريزند.
پيام تسليت شما و مسئولين ابراز همدردى با بازماندگان و مادران داغديده و اشك من و هزاران مادرى كه هر صبح با دعا، فرزندش را راهى مدرسه مى كند نوشدارويى است پس از مرگ ده ها سهراب كوچك. مدرسه را امن كنيد آقاى وزير.
• بايد استعفا مى دادند
آتش سوزى مدرسه لردگان اگر در هر كشورى غير از ايران اتفاق مى افتد به استعفاى مقامات مى انجاميد.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1383ساعت 12:21  توسط رهگذر  |